خرید بک لینک
چون نتوانم که ببینم صاحب عالی را
هی زنم لاف عیادت صاحب قالی را


وصف هستی جمله بغزل نتوان گفت
فرش فرش گویم تابیابم ضامن شاهی را


شه ما شاه جهان است صاحب آرامش
یک شبی هم گذرانیم صاحب رایی را


تو مرا امر بخفتن بکنی اما خود
با منت گویی نرود چشم خوابی را


شعرمن عشق من است آید سوی تو
چون بافته گردد طرح یک قالی را


شایدش با خواندن آن بر دل سنگ
بشنوم جمله که نه،یک کلمه آهی را


آه آهو،آه آه شکل وشمایل مثل هم
کی توان مقیاس کرد،بینشان ماهی را


توپنداری که درختی پرثمر وپرنقشم
بیابی اثری از من،بینی پرکاهی را

برچسب: فرش عرش, نویسنده: نگار کوشکی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 3:14

صفحه بندی