این هنرنیست که سازت بدهد داد سخن
دل بکف آرید که هنرسازمی شوید
گرحک شود نامتان درصف عاشقان
درعین تمام شدن نقطه آغازمی شوید
همیشه مرغ همسایه غاز بوده است
چو،غازسخن گیرید بحق غازمی شوید
گر نگوئید سر خلایق مگربخدا
خلیفه الله وپر از راز میشوید
چو روی به روی مهت میکنم بنیاز
ندانم چرا هر لحظه پر ناز می شوید
ازکمالات ابروی کمان گستر شماست
تا درهم کشید مرا بهانه پرواز می شوید
اینهمه نقشها زدم تا برهم من ازعدم
دمی لطف کرده مرانقطه آغازمی شوید